أبو الحسن الشعراني
17
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
مرحوم استادم آية اللّه علّامهء ذوالفنون حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى - رفع اللّه تعالى درجاته - اختراع نموده است . از اين صحيفهء قبلهيابى فقط خواص كه آشناى به فنّ هستند ، مىتوانند استفاده كنند ، در اختراع آن حدّت نظر و قوّت فكر به كار برده است ، آنچنانكه موجب شگفتى ارباب فنّ است . خود آن صحيفه منحصر به فرد و معمول و مصنوع دست مبارك آن جناب در نزد راقم محفوظ است و چنين در نظر دارم كه در شرح آلات مذكور تصنيفى تدوين كنم . اگر توفيق اين امر خطير را يافتم شرح اين صحيفه و بيان ترسيم و نحوهء اختراع و دستور اعمال آن نيز به تفصيل بيان خواهد شد . اعتقاد آقاى شعرانى به فلسفه در اين حدّ بود كه اينها وسيلهاند براى فهم نه اينكه قول فلاسفه براى ما حجّت است . « 1 » از خصائص ديگر ايشان اين بود كه دست به هر كتابى دراز نمىكرد . حتّى المنجد در ميان كتاب هايش نبود و خودش صريحا فرمود : اين كتاب منجد را براى دانشجوهاى مدارس نوشتهاند نه براى عالم روحانى ، ملّا دست مىبرد به كتابهاى علمى اساسى لغت ، به جمهرهء ابن دريد ، تاجالعروس و صحاح ، به اين جور كتابها كه كتاب است نه به منجدى كه براى بچههاى مدرسه نوشتهاند . يكى از محسّنات ايشان اين است كه به افكار و آراى قدما در مسائل فقهى خيلى عنايت داشت ؛ بسيار . اصلا اعتنا داشت به افكار قدما ؛ زيرا كه آنها قريبالعهد بودند ، شرايطى و آدابى كه برايشان بود ، پختگى و كاركشتگى ايشان ( حالا يك حديثى را آنها قبول كردند ، ما يك رجالى را ، سلسله سندى را ، دغدغه و وسوسه پيش مىآوريم ) آنها قبول كردند ، قبولشان اهميّتى دارد . ما نمىتوانيم به فلان رجالش به آقايان و قدما ايراد كنيم . . . عجيب در ولايت متصلّب بود و حتّى در ابتداى كتاب نفس المهموم مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى رضى اللّه عنه كه ترجمه فرمود ، اظهار علاقه و تضرّع و تأدّب به پيشگاه اهل بيت ولايت نموده است با فرمايشاتى خواندنى و شيرين . . . خاطراتى از علّامه شعرانى بارى ، سخن گفتن از علّامه شعرانى بهويژه از زبان گوهرشناسى چون علّامه حسنزادهء آملى
--> ( 1 ) . نور علم ، ش 50 - 51 ، ص 92 - 99 .